چند نفر تا الان برات خواب دیدن، اینجا بنویسم که یادم نرهعباس مر- جا- نی خواب دیده که خوشحالی و غش غش میخندیامید برو- جرد- یان خواب دید که با یه پیکان تمیز با تیشرت قرمز اومدی جلوش گفتی: تو چرا مراسم من نیومدی؟ امید میگه: اومدم و تو میگی: نیومدی. یه پیرمردی اونجا بهت میگه: من میدونم اومده! نگاه میکنی به پیرمرده میگی: اومده، باشه و با پیرمرده سوار ماشین میشین و میرینمامان خواب دیده که مثل این اواخر یک کمی مریض احوالی و پتو روی دوشته و مامان دستتو گرفته و از پله میاین بالا و تو میشینی روی صندلی. مامان میره تا تاکسی بگیره از دوتا پله میره پایین در میزنه میگه تاکسی میخوام. آقاهه میگه تاکسی نداری آقای همسر جان...ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: خواب, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
آقای همسر جان...ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: دیو, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41
ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: دختر, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41
شاید اگه تو بودی...
تو! دوست خوب قدیمی!!!
تویی که حتی خودت هم نمیدونی بودنت برام چقدر آرامش بخش بود...
شاید اگه تو بودی، حال این روزهای من بهتر بود
خرابتر از خرابم!
خسته از حرفها و گلایه ها و توهین ها و تحقیرها
...
دخترکم پناه خرابی های من شده، خدایا شکرت که هست...
ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: خسته, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41
بی معرفت دوست داشتنی
امروز، کنار خاکت، کنار سنگت، خیلی تنها بودم
خیلی وقته دلم برای زنگ زدن ها و احوالپرسی هات تنگ شده
بهت زنگ زدم... خانومه گفت تماس شما از طریق پیامک بهش میرسه...
یه بغضی افتاد تو گلوم، چنگ زد...
شب با محسن رفتیم بیرون شهر توی تاریکی نشستیم و من آروم آروم زیر نم نم بارون اشک ریختم، اما بغضه بازم چنگ زد، گلوم سوخت...
هنوزم میسوزه... هنوزم می سوزم...
ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: دلتنگتم, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41
یادم آمد قبلا ها، وقتی میخوابیدم آرزو میکردم فردا، معجزه خدا کوچک شدن دماغم باشد!
الان، میخوابم و آرزو میکنم صبح که بیدار شدم، همسر و فرزند و پدر و مادرم سلامت باشند...
ما را در سایت آقای همسر جان دنبال میکنید
برچسب: تفاوت, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:41